آنکاه که قصه ی تلخت را از زبان ماه شنیدم
باری دیگر بر خود لرزیدم
انگاه که فهمیدم خدا آنچه اتفاق افتاد
دوباره ز کار خود خجالت کشیدم
اولین بار که تو را دیدم حلقه ای از نور بالای سرت می درخشید
سال ها پیش تا من نبودم دفترت پر از نیکی بود اما حالا.....
ای مادر تو برای این که گناهانم پاک شود
تو برای این که در بهشت باشم بار گناهانم را به دوش گرفتی و
و دفتر نیکی تو اکنون پر از گناهان من است
آری راست میگفت آن فرشته
که بهترینمان مادر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!